قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3764

تاريخ الفي ( فارسى )

امرا نيز بودند ، امّا اعتبار را اينها داشتند ، و هر لشكرى كه به خاصهء قاآن تعلّق مىداشت همه از نسل اين چهار هزار بوده‌اند ، ليكن وقتى كه قاآن پادشاه شد چنان كه عادت بود لشكرها و ديگر شهزادگان به فرمان او كار مىكردند . و در زمان پسر گيوك خان نيز همين حال مرعى مىداشت . و چون [ 246 الف ] فرزندانش حكم او نشنيدند و به سخن او كار نكردند ، ناچار سلطنت از ايشان رفت و منكوقاآن به پادشاهى نشست ؛ چنانچه تفصيل آن عن قريب مذكور گردد ان شاء اللّه تعالى . و چون منكوقاآن بر سرير سلطنت نشست لشكرهاى خاصهء ايشان را تمام بخش كرد ، الّا آنچه به كوتان تعلّق داشت ، به سبب آنكه او همواره با منكوقاآن شيوهء اطاعت و دوستى پيش آمدى ، بنابراين ، مدت‌هاى مديد فرزندان او نزد قاآن معتبر بودند و چون لشكرهاى اغروق اوگتاى قاآن را بخش كرده بودند ، لشكرى كه قايدو جمع كرد نه لشكر اصل بود ؛ چه ، قايدو در وقت بلغاق اريق بوكا با وى متفق بود و بعد او از سر عجز پيش برادر خود قوبيلاى قاآن رفت و قايدو گريخته به يورت‌هاى اصلى پدر و جدّ خود رفت و آنجا از هرگوشه لشكرهاى پراكنده بر وى جمع مىشدند و به تدريج از هر طايفه جمع به هم مىرسيدند و از لشكريان قديم آن ولايت هرآنچه سپاهى پيشه مانده بودند ، همه به وى پيوستند . و نيز هر لشكرى كه بعد از آن پيش فرزندان وى بودند همه از آن جنس بودند ، و از آن لشكرى كه چنگيز خان به جدّ ايشان داده بود ، چيزى نمانده بود . حصّهء پسر پنجمين كولگان ، چهار هزار نفر ، بدين تفصيل : هزارهء طغريل : و در زمان غازان [ خان ] در ممالك عراق جاؤرچى و پسرش قرا « 1 » ، و پسرزادهء او سوبداى « 2 » كه امير هزاره بود از نسل اين طغرل بودند ، و چنگيز خان اين امرا را با چهار هزار نفر به كولگان داده بود ، و پسر كولگان ، اوروداى بود و كارخانهء او در تبريز مدت‌ها مشهور بود و به جاؤرچى و فرزندان او تعلّق داشت . از لشكر آنچه چنگيز خان به برادر كوچك‌تر و برادرزادگان و مادر داده بود ، دوازده هزار نفر بودند ، بدين تفصيل : حصّهء برادرش اوتچگين‌نويان . [ چنگيز خان ] اين پنج هزار نفر به وى داده بود : [ دو ] هزاره از قوم كلنگغوت اورنر « 3 » و يك هزاره از قوم بيسوت ، و باقى از هر قومى ؛ و بعضى از قوم جاجيرات ، كه چون جاموقه ساچان را كه مخالفت كرده بود بگرفتند . و چنگيز خان به واسطهء آنكه او را انده « 4 » خوانده بود نخواست كه او را خود بكشد ، بنابراين ، او را به اوتچگين‌نويان

--> ( 1 ) . متن : قواو . ( 2 ) . متن : سونتاى . ( 3 ) . متن : كلنكوت اوزر . ( 4 ) . متن : اين .